2010/09/09 Back ۱۳۸۹/۰۶/۱۸

از همين نويسنده

آشیان، در مسیر محاقی حسرت بار
منتشره در شماره
73
روز تنبل
منتشره در شماره
72
اضطراب در مطالعات اسلامی، کتابی تازه از داکتر عباس پویا اندیشمند افغان
منتشره در شماره
71
 نجوا هاي شور و شيدايي
 

منتشره در شماره
70
فلسطين؛ زخمي بر وجدان بشريت
منتشره در شماره
69
همدلي از همزباني خوشتر است
بخش هشتم و پاياني

منتشره در شماره
69
همدلي از همزباني خوشتر است
منتشره در شماره
68
همدلي از همزباني خوش تر است
  (بخش ششم)  

منتشره در شماره
67
به بهانه ي معرفي كتاب   شكيبايي، دموكراسي و حقوق بشر   اثري از داكتر عباس پويا
منتشره در شماره
66
هم دلي از هم زباني خوشتر است
بخش پنجم

منتشره در شماره
66





آشیان، در مسیر محاقی حسرت بار
غني هما

مجله ی آشیان بعد از شش سال و اندی حضور فرهنگی، قرار است در محاق زمانه فرو رود
New Page 1

 این نشریه به دلیل عرضه ي کار حرفه ای در حوزه ي روزنامه نگاری، ادامه ي یک خط فکری – فرهنگی عمیق و روشنگرانه و اشاعه ي صمیمانه ي فضای هم دلی و هم بستگی در جامعه ي افغان، مهرش را در دل خوانندگان کاشته است و ره به خلوت خانه ي هم میهنان مقیم شهرها و کشورهای دور و نزدیک باز نموده است.

 

بي گمان نبود آشیان در این «غیبت صغرا» خلايی در صحنه ي رسانه های جمعی جامعه ي ما در تورنتو به طور خاص، و رسانه های برون مرزی به طور عام، ایجاد خواهد کرد. این واقعیتی است که مطميناً اکثر هم میهنان عزيز با من هم رأی و هم نظر خواهند بود.

 

شش سال و اندی پیش، که اندیشه ي ایجاد آشیان در ذهن جوان آقای حمید ضرابی، مدیر مسئول و سردبیر این نشریه- پدید آمد و بعد از مدّتی شور و کنگاش، ظهورش را به تاریخ 17 اکتوبر سال 2003 اعلام کرد، همه ی ما از تماشای سیمای سبز و هنرمندانه ي شماره ي اول این مجله شادمان گشتیم و مقدم این نوباوه ي مطبوعات مهاجرت را به فال نیک گرفتیم.

 

آقای حمید ضرابی با دل بستگی عمیق به کار رسانه ای و با تدبیر و درایتی تحسین برانگیز، بنیاد نشریه ای را گذاشت که با اصول ژورنالیزم نوین، هم خوانی بسیار داشت و در زمان خودش پدیده اي تازه در بخش رسانه هاي چاپي شهر تورنتو به شمار می آمد.

 

یکی از مشخصات برجسته ي مجلّه ی آشیان، صحافت هنرمندانه و زیبای این نشریه است و مشخصه ي دیگر تعیین بخش های متنوّع اما ثابت؛ چون افغانستان شناسی، کانادا، اندیشه و نظر، ادب و فرهنگ، بخش های خانوادگی، علمی، شعر، کودکان و نوجوان، شعر پشتو (د پشتو ادب مرغلري)، و بعدها عسل تند و البته بخش انگلیسی بود که تا به امروز هم ادامه یافته است. هدف از تنوع مطالب آن بود تا هر خواننده با هر سطح سواد و طیف فکری – اجتماعی بتواند، مطلب مورد علاقه اش را بیابد و لذت فکری – هنری ببرد.

 

در این شش سال و اندی که از نشریه ي مجله آشیان می گذرد، برای ما همکاران قلمی این نشریه، سال های زنده، سازنده و پر از تپش و تلاش فرهنگی بود که با همه مشغله های بی شمار زندگی، در اندیشه ي ارايه ي نشریه ای مفید و دل پذیر برای جامعه ي مان بودیم. کار ما، کارگروهی بود. در میانه ي ما رقابت نبود، حسد و رشک نبود. تنگ نظری های معمول زمانه در حلقه ي ما جایی نداشت. هر کدام از ما به کار خودش مشغول بود و چه صمیمی و چه صادقانه.

 

در مرکز این صفا و هم دلی گروهی، صد البته آقای حمید ضرابی قرار دارد که با مهر فراوان و مدیریت مدبرانه ما را به دور مجله ي آشیان گرد آورده و از ما یک خانواده ی فرهنگی به وجود آورده است. «خانواده ي فرهنگی آشیان». اين است كه هم ما و هم دیگران، این تعلق خاطر را با آشیان عمیقاً احساس می کنيم و صد البته همین مسأله باعث دل بستگي هرچه بیشتر ما به این نشریه می گردد و انگیزه ای برای تلاش بیشتر جهت ارايه ي مطالبي ارزشمند که در خور شأن آشیان و خوانندگان وفادارش باشد.

 

هرچند به دليل عضويت در هيأت تحرير، دوست مي دارم از تعريف و تعارف در باره ي اشيان بپرهيزم چون معتقدم كه «مشك آن است كه خود ببويد، نه آن كه عطار بگويد» با آن هم به عنوان كسي كه درتمام مراحل رشد اين مجله حاضر و ناظر بوده ام به خود لازم مي دانم تا از زحمات خالصانه مدير دانشمند اين نشريه، آقاي حميد ضرابي، با قدرداني تمام ياد كنم تا اداي ديني شده باشد در مقابل فرهيخته مردي كه دراين شش سال و اندي كه آشيان به نشر مي رسد نه تنها از هنر و انديشه كه حتي ا ز زندگي شخصي و خانوادگي اش هم روي اين نشريه مايه گذاشته است. در حالي كه نيك مي دانيم مه در اين دنياي «وانفسا» اندك اند كساني كه اين گونه سرسپرده به ادب و فرهنگ ميهن شان در خارج از كشور همت گمارند.

 

شکل و شمایل ظاهری

دردنیای امروز نقش هنر گرافیک در جلب و جذب خوانندگان به سوی یک نشریه، واقعیتی است انکار ناپذیر. مجله ي آشیان شاید یکی از اولین نشریه های برون مرزی افغان بوده باشد که از ظاهری زیبا، چشم نواز و تا حد بالایی هنرمندانه برخوردار بوده است.

 

به عقیده ي من، برجسته ترین بخش حرفه ای مجله ي آشیان که هنوز در میان نشریات بدون مرزی کم نظیراست طرح و دیزاین صفحات این نشریه می باشد که با توجه به محتوای نوشته طراحی می گردد و نتیجتاً از نظر صوری خواننده را در درک و حس مطلب یاری فراوان می رساند. امید که این رسم نیک در میان نشریه های جامعه ما هر چه بیشتر و گسترده تر معمول گردد.

 

خوشبختانه نشریه های جامعه ي افغان آرام آرام تلاش می ورزند تا با بهره گیری از فن آوری های جدید در صنعت چاپ، رنگ و رخ زیباتر و چشم نواز تر به رسانه های شان بدهند که حرکتی است مبارک و میمون.

 

مطلب و محتوا

آنانی که کار رسانه اي را جدی می گیرند و آن را به عنوان ابزار قدرتمند عرضه ي اطلاعات و روزنامه نگاري می دانند در انتخاب مطالب دقت و وسواس دارند؛ چرا که از طریق همین رسانه های جمعی و مجموعه ي نشریه هاست که بخشی از «خوراک فکری» جامعه تأمین می گردد.

 

انتخاب مطالب یک نشریه مربوط به سطح آگاهی، پايگاه فکری – اجتماعی و نگاه و نظر گردانندگان آن به انسان و جهان پیرامون می باشد. به میزانی که این پاپگاه از عمق اندیشه و وسعت نظر برخوردار باشد به همان پیمانه در گزینش مطالب حساسیت بیشتری نشان داده می شود.

 

چنین نشریه هایی رسالت مطبوعات را از حد تفنن صرف فراتر می بیند و از این رکن پنجم دموکراسی در جهت اعتلای اندیشه و انسانیت و اشاعه ي حس هم دلی استفاده ي ابرازی می نمایند.

 

و اما از نظر محتوايي، مجله ي آشيان نو آوري هايي داشته است كه يكي از آن ها عرضه ي مقالاتي در رابطه با «نوانديشي ديني» و معرفي انديشمندان روشنگر اين عرضه مي باشد كه شايد كمترنشريه اي در برون مرز به اين مأمول اقدام كرده باشد.

 

هدف از نشر مطالب ياد شده، آن بوده است تا «گوهر والاي دين» از غبار كدِر خرافات و باور هاي قومي و محلي پاك گردد و مسايل موضوعات ديني با ديدي خردورزانه و منطقي كه لازمه ي شناخت اديان الهي است مورد تحليل و تفسير قرار گيرد.

 

در طول تاريخ پرفراز و نشيب دين اسلام، اگر متوليان دين خردمندانه عمل مي كردند، هيچ گاه كساني به خود اين جرأت را نمي دادند تا به غلط دين را «افيون ملت ها» بخوانند و يا در همين دوران ما، برپيشاني آن به نا حق بر چسپ دانش ستيزي، زن ستيزي و ترور و ترياك را وارد آورند.

 

يكي ديگر از برجستگي هاي محتوايي آشيان، معرفي ادبيات پشتو؛ به ويژه بخش شعر آن است كه تحت عنوان «د پشتو ادب مرغلري» از همان آغاز بدون وقفه نشر مي گردد.

 

در دوراني كه بر سر مسأله ي زبان در افغانستان (جنگ هاي زرگري) بي شماري در جريان است و عده اي يا نا آگاهانه و يا از روي غرض و مرض آتش بيار اين معركه گشته اند، مجله ي آشيان با شهامتي ستودني، شاعران ونويسندگان هم ميهن پشتو زبان را با قدر و منزلت تمام به خوانندگانش معرفي مي دارد؛ چيزي كه در نشريه هاي فارسي زبان كم تر مي توان يافت. البته در اين جا بايد از همكاري و همراهي آقاي هژبر شينواري، نويسنده و هنرمند عزيز، با سپاس فراوان ياد كرد.

 

چنين است راه و رسم احترام، به حقوق و ارزش هاي ملي و فرهنگي تمام اقوام برادرافغانستان، با ديدي عاري از تعصب، تنگ نظري و انحصار طلبي. زيرا چه بخواهيم و چه نخواهيم اشتياق به عدالت اجتماعي و فرهنگي و داشتن حقوق و امكانت برابر در دل و درون هرانسان آزاده ي افغان درحال جوانه زدن است و به قول مولاناي بزرگ: تا باد چنين باد!

 

نوستالژی: حسرت یار و دیار

درد غربت و دوری از یاران و دیاران یکی از مشغله های ذهنی هر مهاجر جهان است. بریده شدن از ریشه ها و زندگی در یک فضای دو زبانه و دو فرهنگی انسان مهاجر را در خلايی روحی – عاطفی و فرهنگی دايم قرار می دهد. هر چند ممکن است با گذشت زمان این خلأ اندکی تسکین یابد اما ریشه های این کمبود هم چنان در جان و جهان مهاجر باقی است.

 

رسانه های جمعی چنین جوامعی و از جمله نشریات چاپی، در اصل حلقه های وصلی اند به «دنیای گم شده»  ي انسان های بی جا شده و پل هایي اند میان جزیره های سرگردان مهاجرت و وطن مألوف. چراغ هایي اند فرا راه مردمان گیج و گم خارج نشین تا این گونه افراد دراین سال های گم شدگی روحی و عاطفی بار دگر خود را در فضای فرهنگی سرزمین پدری شان باز یابند و با ادب، هنر و فرهنگ شان دوباره وصل گرداند.

 

در آيینه ي نشریه های وطنی، هجرت کنندگان افغان، تصویرهایی از سرزمین آبایی شان را می بینند و با آن ها دل خوش می دارند و اندکی از رنج بی وطنی را تسکین می بخشند.

 

غیبت صغرا – غیبت کبرا

اکنون که مجله ي آشیان می رود تا در غيبتي صغرا رویی در محاق کند و از نظرها پنهان گردد، یادش و خاطراتش، بی شبهه، در جمع جامعه ي ما هم چنان ماندگار خواهد ماند.

 

سوای این یاد و این خاطره، نقشی که این مجله در مسیر آگاهی، آموزش و از همه مهم تر ایجاد فضای هم دلی و هم بستگی در جامعه ي افغان داشته است به عنوان یک میراث نیکو، یک الگوی سالم و اثر گذار برجای خواهد ماند.

 

هرچند قرار است که مجله ي آشیان «غیبت صغرا» داشته باشد با آن هم اجازه بدهید صادقانه اعتراف کنم که دغدغه ي این که نکند این «نبود» به «غیبت کبرا» بینجامد ذهن و ضمیر مرا رها نمی کند.

 

بیایید با هم آرزو کنیم تا مجله ي دوست داشتنی آشیان، بار دگر، با سیما  و شکل و شمایلی زیباتر از پیش، میهمان خانه و خلوت من و شما گردد. (پايان)

 


براي ارايه نظرات خود در مورد اين مطلب

 

اگر عضو سايت آشيان هستيد مي توانيد با استفاده از پنجره بالا سمت چپ وارد سايت آشيان شده و سپس نظر خود را در پايين مطلب مربوطه بنويسيد

:1
اگر عضو سايت آشيان نيستيد مي توانيد اينجا را كليك كنيد و عضو سايت آشيان شويد
:2

نظرات شما پس از بررسي هفتگي در پايين مطلب مزبور منعكس خواهد شد

:3

 

 

 


:نظرات شما در مورد اين مطلب